در تنهايي تنهايي هايم
در دل تنگي دل تنگي هايم
در غربت غربت هايم
دل شکسته ام با تو نجوا مي کند
مرا از سرزمين آرزوها رانده اند
از سرزمين دوستي ها
از ديار شادي ها
شايد تنها گناه من...
نمي دانم.
خسته ام و در مانده.
عزيزم خيلي دل تنگت هستم.
در تنهايي و غربت خود اسيرام.
دل شکسته ام مرهمي از جنس نور.
مرهمي از جنس محبت.
مرهمي از جنس گلهاي ديار خوشبختي

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:1 توسط ترنم شب |

