مینویسم که یکی بخونه حرف دلمو
میخونم تا یه نفر حل کنه این مشکلمو
حرف من حرف منو تو
جنس از غصه و درده
سهم عاشقای دنیا
اشک داغ و اه سرده
گله کردن کار ما نیست
گله کار عاشقا نیست
کوله بار غصه غم
یک دم از عاشق جدا نیست
غم ما غصه بارون
رو تن خاک کویره
قصه ماهی عاشق
که تو تنگ غم اسیره
بزار فریاد بزنم
اسم تو رو داد بزنم
تو کویر غصه ها
اسم تو رو داد بزنم

بوسه زيباست نه براي هوس
پرنده زيباست نه براي قفس
دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن
با تمام وجودکاش مي شد
اشک را تحديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد
کاش مي شد
در ميا ن لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد
من
عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپيدن
و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را براي انديشيدن به تو دوست دارم
من دنيا را به خاطر خدايش
خدايي که تو را خلق کرد دوست دارم
حرف آخر
عاشقتم
حالا اگه بگم مي خوام ببوسمت شايد بهتر باورم كني................
وقتی که باید ناسازگاره
شکایت دل از روزگاره
کسی تو دنیا خبر نداره
این دل تنها در انتظاره
خدا میدونه به انتظاره
تموم عمرم تنها سحر شد
خدا رسونده به قلب تنها
قلب تو با من یه همسفر شد
آره تو بهاری رغیب نداری
خزون دنیا شده شده فراری
آره تو بهاری رغیب نداری
خود تو تنها هزار هزاری
دل زارم با تو گلخونه شده
راستی راستی بد جور دیوونه شده
گل گلخونم بشو هم خونم
بری میدونم میمیرم
خونه خالی نیست اشکا جاری نیست
وقتی یار داری عشقم خونست
پاییز رو سیاه جای حرف خدا
خونه خونه نیست یه گلخونست
آره تو بهاری رغیب نداری
وقت خوش این روزها هم خونه شدیم
آشیون غم هام ویرونه شده
عشق تو جونم شده درمون
بری میدونم میمیرم
آره تو بهاری رغیب نداری

