تبليغاتX
سکوت شب
نوشته های من...
کلی دلم غصه داره

 

 

مینویسم که یکی بخونه حرف دلمو

 میخونم تا یه نفر حل کنه این مشکلمو

 حرف من حرف منو تو

 جنس از غصه و درده

 سهم عاشقای دنیا

 اشک داغ و اه سرده

 گله کردن کار ما نیست

 گله کار عاشقا نیست

 کوله بار غصه غم

 یک دم از عاشق جدا نیست

 غم ما غصه بارون

 رو تن خاک کویره

 قصه ماهی عاشق

که تو تنگ غم اسیره

 بزار فریاد بزنم

 اسم تو رو داد بزنم

 تو کویر غصه ها

 اسم تو رو داد بزنم

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 8:17 توسط ترنم شب |
می بوسمت

 

بوسه زيباست نه براي هوس
پرنده زيباست نه براي قفس
دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن
با تمام وجودکاش مي شد
اشک را تحديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد
کاش مي شد
در ميا ن لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد
من
عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپيدن
و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را براي انديشيدن به تو دوست دارم

من دنيا را به خاطر خدايش
خدايي که تو را خلق کرد دوست دارم
حرف آخر
عاشقتم

حالا اگه بگم مي خوام ببوسمت شايد بهتر باورم كني................

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 14:27 توسط ترنم شب |
همیشه یه دونه ای

Go to fullsize image

 وقتی که باید ناسازگاره

شکایت دل از روزگاره

کسی تو دنیا خبر نداره

این دل تنها در انتظاره

خدا میدونه به انتظاره

تموم عمرم تنها سحر شد

خدا رسونده به قلب تنها

قلب تو با من یه همسفر شد

آره تو بهاری رغیب نداری

خزون دنیا شده شده فراری

آره تو بهاری رغیب نداری

خود تو تنها هزار هزاری

دل زارم با تو گلخونه شده

راستی راستی بد جور دیوونه شده

گل گلخونم بشو هم خونم

بری میدونم میمیرم

خونه خالی نیست اشکا جاری نیست

وقتی یار داری عشقم خونست

پاییز رو سیاه جای حرف خدا

خونه خونه نیست یه گلخونست

آره تو بهاری رغیب نداری

وقت خوش این روزها هم خونه شدیم

آشیون غم هام ویرونه شده

عشق تو جونم شده درمون

بری میدونم میمیرم

آره تو بهاری رغیب نداری

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 1:4 توسط ترنم شب |