تبليغاتX
سکوت شب
نوشته های من...
آرزو

Go to fullsize image

آرزوی من این ست در سپیده ای شفاف

در دلت شوم مهمان،یک سپیده بی انصاف

آرزوی من این ست توی عصر طوفانی

قانعم کنی جوری که همیشه می مانی

آرزوی من این ست که دو روز طولانی

در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من این ست که تو مثل یک سایه

سر پناه من باشی لحظه تر گریه

آرزوی من این ست یا شوی فراموشم

یا که مثل غم هر شب گیرمت در اغوشم

آرزوی من این ست در شبی پر از رویا

پیش ماه و تو باشم تا سحر لب دریا

آرزوی من این ست در تولدی دوم

مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم

آرزوی من این ست از سفر نگویی تو

تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من این ست،آرزو کنی من را

معنی اش کنی با عشق شعر سبز ماندن را

آرزوی من این ست مثل سیم یک گیتار

زیر دست تو باشم لحظه خوش دیدار

آرزوی من این ست در پگاهی از اسفند

راهی سفر گردیم طبق رسم یک پیوند

آرزوی من این ست در شبی که تاریکست

تو بگویی از وصلی که لطیف و نزدیکست

آرزوی من این ست زیر سقف این دنیا

من برای تو باشم،تو برای من تنها...

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:55 توسط ترنم شب |
شعر
  
Go to fullsize image

می خوام این روز قشنگو به عشقم تبریک بگم بهش بگم خیلی دوستش دارم این شعرم تقدیم میکنم به عشقم که حالا همه چیرو از اون دارم دوستت دارم عزیزم ولنتاین روز عاشقاست بهم تبریک میگن به هم هدیه میدن منم میخوام چند تا شعر به عشقم هدیه بدم میدونم خیلی خوشحالش میکنه

این روزو به همه عاشقا تبریک میگم

 

 

Go to fullsize image

نه ميتونم ببينمت

نه طاقت دارم نبينمت

بدجوری عاشقت شدم ٬ دلم برات پر ميزنه

منتها نيستی و دلم ٬ برای پيدا کردنت شبا ٬ به هر کجا سر ميزنه

فدای مهربونيات

فدای اون خنديدنت

خودت بگو چيکار کنم تا ديگه تنها نمونم

اگه بهم بگی آره

ديگه دلم غم نداره

يادته گفتی هر چی عاشقه از عشق تو کم مياره ؟

تنها دليل زندگی

کاشکی فقط بگی آره

 

 

 

 

Go to fullsize image

من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم

تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم

من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم

تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم

من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم

تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم

تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم

من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم

تو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرم

من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم

 

Go to fullsize image

 

 

می خوام یه قصزی بسازم             پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و                    یک شب مهتابی باشه

می خوام یه کاری بکنم                  شاید بگی دوسم داری

می خوام یک حرفی بزنم                 که دیگه تنهام نزاری

می خوام برات از آسمون                   یاسای خوشبو بچینم

می خوام شبا عکس تو رو                تو خواب گل ها ببینم

کاشکی بدونی چشمات و                به صد تا دنیا نمی دم

یه موج گیسوی تو رو                         به صد تا دریا نمی دم

کاش تو هوای عاشقی                   همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگی                          حرفای رنگی بخونی

حتی اگه دلت نخواد                          اسم تو . تو قلب منه

چهره ی تو یادم میاد                         وقتی که بارون می زنه

امشب می وخوام برای تو                    یه فال حافظ بگیرم

اگر که خوب درنیومد                          به احترامت بمیرم

امشب می خوام رو آسمون               عکس چشات رو بکشم

اگر نگاهم نکنی                             ناز نگاتو بکشم

می خوام تو رو قسم بدم                    به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب صاف                        رنگ گل شقایقه

یه وقتی که من نبودم                          بی خبر از اینجا نری

بدون یه خداحافظی                           پر نزنی تنها بری

 

 

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:19 توسط ترنم شب |
شعر

 

يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن

سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن

يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه

درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميرزه

ديدن تو گرچه از دور واسه من يه جور اميد

يه چيزي مثل يه جادو که بهم بهايي ميده

اين مهمه که ميدونم واسه من چقدر عزيزي

من که جام عشق رو دادم , چه بنوشي چه بريزي

پيشکشت همه نفسهام , نازنين خوب هميشه

نيمي از تنم شدي تو , که ازم جدا نميشه

يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن

سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن

يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه

درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميرزه

اما باور کن ميرزه .... اما باور کن ميرزه


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 14:54 توسط ترنم شب |
عشق

لحظه های بی تو بودن هر کدوم مثل يه ساله

لحظه های با تو بودن هم که رويای محاله

حرفای قشنگ تو برام نيازه

راز زنده بودن و نفس کشيدنم آره اون چشمای نازه

آخه تا کی عزيزم دل من با اين همه غصه و درد و غم بسازه ؟

چرا عشق ما فقط يه عشق مخفی و فقط يه رازه ؟

کاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منی

واسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منی

خودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو

اونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نرو

به خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصاله

منتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محاله

الهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم

تا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيم

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 1:13 توسط ترنم شب |
شعر...
 Go to fullsize image
 

بگذار از عشق بگوييم

بگذار تو را تكان دهم، بگذار تو را بچرخانم
دستم را بگير

تو را به آغازي تازه خواهم برد
به ديدن سرزمين موعود

بگذار دوستت داشته باشم
تو را به آغازي تازه خواهم برد

با تمام قلبم
عزيزم به من اعتماد كن، همان طور كه من به تو اعتماد مي كنم
من اين كار را از ابتدا انجام دادم

و هر روز و هر بار
همواره ميخواهم بگويم

بگذار از عشق بگوييم، عشق
اين تمام روياي من است

روياهايت را دور نيانداز
هرگز مغلوب نخواهي شد

عشق را زنده نگه دار

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:13 توسط ترنم شب |