تبليغاتX
سکوت شب
نوشته های من...

شب تنهایی خوب

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند
شب سلیس است و یکدست و باز
 شمعدانی ها
و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست و در اسراف نسیم
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان کفش به پا کن وبیا
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
 و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت :ـ
بهترین چیز رسیدنم به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 10:11 توسط ترنم شب |
تولدم مبارک

 

سلام ببخشید دیر اپ کردم بالاخره ادم یه وقتایی باید یه تغییراتی بکنه منم داشتم با خودم می جنگیدم حالا هم خوشحال برگشتم راستی ۲ مرداد به دنیا اومدم از سولماز جونم که تولدمو تبریک گفت ممنونم اخ جون راستی من تو این ماه دو بار متولد شدم خیلی جالب بود خوشحالم

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 10:30 توسط ترنم شب |

در تنهايي تنهايي هايم

در دل تنگي دل تنگي هايم

در غربت غربت هايم

دل شکسته ام با تو نجوا مي کند

مرا از سرزمين آرزوها رانده اند

از سرزمين دوستي ها

از ديار شادي ها

شايد تنها گناه من...

نمي دانم.

خسته ام و در مانده.

عزيزم خيلي دل تنگت هستم.

در تنهايي و غربت خود اسيرام.

دل شکسته ام مرهمي از جنس نور.

مرهمي از جنس محبت.

مرهمي از جنس گلهاي ديار خوشبختي

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:1 توسط ترنم شب |